واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود.
غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است ، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غديرنقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

چهار شنبه سيزدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري ،
22اسفند سال دهم هجري شمسي ، سيزدهم مارس 632 ميلادي
آخرين ساعات حضورپيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم ) در مكه است و به زودي كاروان حجاج به قصد بازگشت به ديار خويش ، حركت خواهد كرد.
امروز نيز افتخاري ديگر براي شاه جوانمردان به همراه دارد.آري امروز است كه جبرئيل بر پيامبر خدا نازل ميگردد و از جانب پرودگار ، مدال و عنوان زيباي " اميرالمومنين " را اختصاصا براي ابوالحسن علي ابن ابي طالب (عليه السلام) به همراه مي آورد. پيامبر خدا نيز دستور مي دهند تا يكايك يارانشان صاحب ذوالفقار را ملاقات كنند و ايشان را با عنوان امير اهل ايمان بخوانند:
" السلام عليك يا امير المومنين " 1
اين دستور پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم ) بعضي از صحابه را خوش نمي آيد
و ناخرسندانه مي پرسند: « آيا اين عنوان از سوي خداوند و رسول اوست ؟! »
پيامبر رحمت آزرده خاطر و غضبناك مي فرمايند :« اين حقي است از طرف خدا و ورسولش. خداوند اين دستور را به من داده است .» آنگاه انديشناك از فرجام آخرين رسالت خويش يعني تعيين جانشين ،
راه مي سپرد .
.به راستي اين چنين مسلماناني در فرداي نزديك چگونه سر تسليم در برابر فرمان عظيم پروردگار
فرود خواهند آورد ؟
نطفهء نخستين توطئه ها در همين روزها در مكه بسته شده است .گفته هاي پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم ) از رحلت قريب الوقوع حضرتش خبر مي دهد و همه چيزاز جانشينی اميرالمومنين (عليه السلام ) بعد از ايشان حكايت دارد .آنان كه سال هاي سال در انديشه وآرزوي تكيه زدن بر جايگاه حكومت بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم ) ، دندان طمع تيز كرده بودند،اينك حلقه فتنه آراسته مي كنند و براي فرداهاهم قسم ميشوند كه :
" اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد ، نمي گذاريم خلافت و جانشيني او در اهل بيتش مستقر شود" 2
اين متن پيماني بود كه پنج نفر از ياران نقاب به چهره و منافق پيشهء پيامبر، نوشته و در ميان كعبه در زير خاك نهان كرده بودند ؛ پيماني كه با عنوان " صحيفه ملعونه " از آن ياد مي شود و پيامبربزرگ
(صلي الله عليه و آله و سلم ) در خطبه غدير نسبت به آن هشدار مي دهند .
آيا مسلمانان به اين هشدار توجه كردند؟!
+ نوشته شده در ساعت15 توسط حمید کافی
ای دل تو چه میکنی ؟ میمانی یا میروی ؟ ....

خدایا! همانم کن که میخواهی. خود میدانی که به خویشم اگر واگذاری غرق میشوم٬ گم میشوم. همه داشته و نداشتهام همین «نیست»ی است که میبینی. هر چه هست تویی. با اینهمه «هست» بودنت آنقدر مهربانی که نیستیام را به یادم نمیآوری. هر وقت آمدم٬ بودهای. نیامدم هم بودهای. با آن همه بدقولی که کردم قرارمان را از یاد نبردهای. گویی آنجا ایستادهای که ببینی کی میآیم. کی بیدار میشوم که بیایم... ماندنیام کن...
امام حسين عليه السلام در آخرين عرفه عمر خود، عصر روز عرفه با گروهى از خاندان و فرزندان و شيعيان، با نهايت خاكسارى و خشوع از خيمه بيرون آمدند و در جانب چپ كوه ايستادند . امام (ع) چهره مبارك خود را به سوى كعبه گردانيد مانند مسكين نيازمندى كه غذا مىطلبد، دستها را برابر صورت خود گرفت و دعايش را چنين آغاز كرد:
خداوندا! اجازه فرما تا دمى چند در برابرت به زانو درافتم و قطراتى از اقيانوس جان، نثار بارگاهت نمايم . خيال دورى راه تا درگاه جمالت خسته و فرسودهام كرده است:
از گل آدم شنیدم بوی تو راهها پیموده ام تا کوی تو
+ نوشته شده در ساعت15 توسط حمید کافی
مستی زوال عقل است و از این رو همرهِ بی خودی است،
اما خمار مستی فانی است و حتی شُرب مدام نیز علاج درد نمی کند.
تا زنده ایم هوشیاریم و هوشیار اسیر خود است،
مگر آنکه شراب مرگ در کشیم که یکسره از عقل و از خود می رهاندمان؛
این سرّی است که در موُتوُا قَبلَ اَن تَموُتوُا فاش کرده اند؛
یادته آقا مرتضی میگفت : "هنر آنست که بمیری قبل از آنکه بمیرانندت و مبداء و منشاء حیات آنانند که چنین مرده اند" ...
+ نوشته شده در ساعت11 توسط حمید کافی
