تبليغاتX
در کوچه باغ های آسمان
در کوچه باغ های آسمان
از روشنان آب ، به زلالی آینه ، تا تماشای آفتاب . .
در کوچه باغ های آسمان

یکی از دوستانم میپرسید:
چه حسی داری از اینکه
دانشجو بودی و الان طلبه ای؟
جوابش در عین راحتی، مشکله
بیانش خیلی سخته

طلبگی یعنی...عشق

نمی دونم یه فرقی که داره...
شاید شما سرباز آقا
باشید ، شایدم نه !
ممکنه طلبه باشی و
سرباز اقا نباشی
ممکنه طلبه نباشی و
سرباز اقا باشی

باید از همون اول مواظب
این احساس زیبا و این لذتی که
از همه چی میبریم باشیم

مرحوم آیت الله قاضی
چله نشینی بودند
بعد از چهل روز
گریان به نزد شاگرداشون
از جمله امام اومدند
وقتی علت رو پرسیدند
گفتند: امام زمان فرمودند
هر وقت با ما کاری داشتید
ما رو به جیره خوارانمون
قسم بدید!
پرسیدند چه کسانی هستند؟
فرمودند: طلبه ها

یا صاحب الزمان...

اما مسئولیت بزرگ و سنگینی
بر دوش دارند.


بايد از آفــــــــاق و انفس
بگذرى تا جـــان شوى
و آنگه از جان بگذرى
تا در خور جـــانان شوى


طُـــــــرّه گيســـــــــوى او،
در كف نيايد رايـــگان
بايد اندر اين طريقت،
پاى و سر چوگان شوى

كـــــى توانــــــى خواند
در محراب ابرويش نماز؟
قـــــرنها بايد در اين
انديشه، سرگردان شوى

در ره خــــــال لبش،
لبــريز بــايد جـام درد
رنج را افـــزون كنى،
نى در پى درمان، شوى

در هواى چشم مستش،
در صف مستان شهر
پاى كوبى دست افشانى
و هم‏پيمان شوى

اين ره عشق است
و اندر نيستى حاصل شود
بايدت از شـــــوق،
پروانه شوى؛ بريان شوى



خانه | آرشيو | ايميل
روزگاری که سپری شد
همسایه ها
همســـرم بیــرون از قـاب
وبـلاگ نویـس شـهــر مــا
یادداشتهای یک آقـا زاده
کامــــــــران نجــــف زاده
پیــــــــام فضـــــــلی نژاد
طلبه ای از نســل سـوم
مختصـــــــركده يك طلبه
يك لحظــــــه با يك طلبه
طلبـــــه ای طـالب یـــــار
طلبگي و دنياي عشـــق
راه و رســــم طلبگـــــي
نســـل خمینـــــــی(ره)
بچــــه هــــای قلــــــــم
پروانـــــه ی مهــــــــاجـر
بـصــائربندرگز .:. کربلایی
گــــــــــراي نـزديـــــــــك
يادداشـتي از حاج حميـد
بهشـت خوبـان (مرصـاد)
حريـــــــم دل مـــــــــاري
آســمـــانــي تــريــن دل
نرگسانه های نرگســی
نسیــــــــم نــســـــــتوه
پـــــرواز قاصــــــــدک ها
پـــــرواز روح (فــــاطـمه)
نگـارم که به مکتب نرفت
خــــلــوت دل(امیــــــن)
محفـــــل عـــــاشـــقـان
خيمه ديوونه هاي خـــدا
سکوت فریـاد ناگفـته ها
شبــــرنگ(وحيـد رنجبـر)
همدم تنهـایی (فرشاد)
بــرای تحــول در حـــوزه
شرکت سـامان عصـــــر
مجمـع فرهنـگی علویـون
مجتمع آموزشي راه مبين
مدرسه علمیه معصومیه
چند تا سایت خوب

لطف دوستان

www.mansoorarzi.blogfa.com ).mp3" stretchtofit="true" loop="true" enablecontextmenu="false" showcontrols="true" height="165" width="135" name="WMP1">

تفکر غدیر !

 

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود.

غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است ، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غديرنقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.
آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.

 

 

 

چهار شنبه سيزدهم ذي الحجه سال دهم هجري قمري ،

22اسفند سال دهم هجري شمسي ، سيزدهم مارس 632 ميلادي

آخرين ساعات حضورپيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم ) در مكه است و به زودي كاروان حجاج به قصد بازگشت به ديار خويش ، حركت خواهد كرد.

امروز نيز افتخاري ديگر براي شاه جوانمردان به همراه دارد.آري امروز است كه جبرئيل بر پيامبر خدا نازل ميگردد و از جانب پرودگار ، مدال و عنوان زيباي " اميرالمومنين " را اختصاصا براي ابوالحسن علي ابن ابي طالب (عليه السلام) به همراه مي آورد. پيامبر خدا نيز دستور مي دهند تا يكايك يارانشان صاحب ذوالفقار را ملاقات كنند و ايشان را با عنوان امير اهل ايمان بخوانند:

" السلام عليك يا امير المومنين " 1

اين دستور پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم ) بعضي از صحابه را خوش نمي آيد

 و ناخرسندانه مي پرسند: ‌« آيا اين عنوان از سوي خداوند و رسول اوست ؟! »

پيامبر رحمت آزرده خاطر و غضبناك مي فرمايند :« اين حقي است از طرف خدا و ورسولش. خداوند اين دستور را به من داده است .» آنگاه انديشناك از فرجام آخرين رسالت خويش يعني تعيين جانشين ،

 راه مي سپرد .

.به راستي اين چنين مسلماناني در فرداي نزديك چگونه سر تسليم در برابر فرمان عظيم پروردگار

 فرود خواهند آورد ؟

نطفهء نخستين توطئه ها در همين روزها در مكه بسته شده است .گفته هاي پيامبر(صلي الله عليه و آله و سلم ) از رحلت قريب الوقوع حضرتش خبر مي دهد و همه چيزاز جانشينی اميرالمومنين (عليه السلام ) بعد از ايشان حكايت دارد .آنان كه سال هاي سال در انديشه وآرزوي تكيه زدن بر جايگاه حكومت بعد از پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم ) ، دندان طمع تيز كرده بودند،اينك حلقه فتنه آراسته مي كنند و براي فرداهاهم قسم ميشوند كه :

" اگر محمد از دنيا رفت يا كشته شد ، نمي گذاريم خلافت و جانشيني او در اهل بيتش مستقر شود" 2

اين متن پيماني بود كه پنج نفر از ياران نقاب به چهره و منافق پيشهء پيامبر، نوشته و در ميان كعبه در زير خاك نهان كرده بودند ؛ پيماني كه با عنوان " صحيفه ملعونه " از آن ياد مي شود و پيامبربزرگ 

(صلي الله عليه و آله و سلم ) در خطبه غدير نسبت به آن هشدار مي دهند .

 

آيا مسلمانان به اين هشدار توجه كردند؟!

 

 

 داستان غدیر و اسناد آنرا در ادامه مطلب بخوانید ... 



+
عرفه .... روزی بسان شب قدر !

 ای دل تو چه میکنی ؟ میمانی یا میروی ؟ ....

خدایا!   همانم کن که می‌خواهی. خود می‌دانی که به خویشم اگر واگذاری غرق می‌شوم٬ گم می‌شوم. همه داشته و نداشته‌ام همین «نیست»ی است که می‌بینی. هر چه هست تویی. با این‌همه «هست» بودنت آنقدر مهربانی که نیستی‌ام را به یادم نمی‌آوری. هر وقت آمدم٬ بوده‌ای. نیامدم هم بوده‌ای. با آن همه بدقولی که کردم قرارمان را از یاد نبرده‌ای. گویی آنجا ایستاده‌ای که ببینی کی می‌آیم. کی بیدار می‌شوم که بیایم...         ماندنی‌ام کن...

 

امام حسين عليه السلام در آخرين عرفه عمر خود، عصر روز عرفه با گروهى از خاندان و فرزندان و شيعيان، با نهايت ‏خاكسارى و خشوع از خيمه بيرون آمدند و در جانب چپ كوه ايستادند . امام (ع) چهره مبارك خود را به سوى كعبه گردانيد مانند مسكين نيازمندى كه غذا مى‏طلبد، دست‏ها را برابر صورت خود گرفت و دعايش را چنين آغاز كرد:

 

خداوندا! اجازه فرما تا دمى چند در برابرت به زانو درافتم و قطراتى از اقيانوس جان، نثار بارگاهت نمايم . خيال دورى راه تا درگاه جمالت ‏خسته و فرسوده‏ام كرده است:

                   از گل آدم شنیدم بوی تو       راهها پیموده ام تا کوی تو

حضرت (ع) سپس به بيان گوشه‏اى از نعمت‏هاى بى پايان خداوند كه انسان را در تمام مراحل رشد و تكامل در برگرفته، مى‏پردازد و مهربانى مادران و دايه‏ها و مواظبت و پرستارى و دل ‏سوزى آنان را از الطاف و عنايت‏هاى خداوند مى‏شمرد؛ سپس به لزوم شكر نعمت‏هاى الهى اشاره مى‏كند و خود را از اداى يك شكر نيز عاجز و ناتوان مى‏بيند . هر فرازى از اين دعا، دريچه‏اى از نور و توحيد و عشق و محبت‏ به خداوند را به سوى دل انسان مى‏گشايد و عبارات دعا و محتواى آن، نشان مى‏دهد كه امام حسين عليه السلام در حال اين دعا دائم از خود و عالم غافل گشته، تمام جهان را به يك سو نهاده، با همه وجود حضور خداوند و احاطه و اشراف او به همه ذرات هستى و نفوذ علم و قدرت و حيات او را بر تك تك ذرات و موجودات عالم مشاهده مى‏نمايد و آن چه را كه ديده، بر زبان آورده است . امام حسين عليه السلام مى‏خواهد با اين نيايش، انسان و خدا را بشناساند و نزديكى آن را به هم بنمايد . او با اين نيايش، منطقى‏ترين و واقعى‏ترين رابطه انسان با خداوند را توضيح مى‏دهد .
 
 
 
خدایا ! آماده ام  کن تا بتوانم اسماعیل درونم را قربانی تو کنم ...
 
 


+
مستی...

 

مستی زوال عقل است و از این رو همرهِ بی خودی است،

 اما خمار مستی فانی است و حتی شُرب مدام نیز علاج درد نمی کند.

 تا زنده ایم هوشیاریم و هوشیار اسیر خود است،

مگر آنکه شراب مرگ در کشیم که یکسره از عقل و از خود می رهاندمان؛

 این سرّی است که در موُتوُا قَبلَ اَن تَموُتوُا فاش کرده اند؛

 

یادته آقا مرتضی میگفت :  "هنر آنست که بمیری قبل از آنکه بمیرانندت و مبداء و منشاء حیات آنانند که چنین مرده اند"  ...

 

 



+