
+ نوشته شده در ساعت13 توسط حمید کافی
او همین جاست؛ همین جا
نَه در خیال مبهم جابلسا
و نَه در جزیرۀ خضرا
و نَه هیچ کجای دور از دست
من او را میبینم
هر سال عاشورا
در مسجد بی سقف آبادی
با برادرانم عزاداری میکند
او را پشت غروبهای روستا دیدم
همراه مردان بیدار
مردانِ مزرعه و کار...
می آید و کلمه انتظار از واژه نامه ها حذف خواهد شد . . .
+ نوشته شده در ساعت12 توسط حمید کافی

همكار سابق، اسميت عزيز
اميدوارم حالت خوب باشد. اين نامه را ازتهران برايت مينويسم. چند ساعت پيش متن استعفايم را براي رييس فرستادم و اميدوارم به زودي در يكي از رسانههاي ايراني بهكار مشغول شوم. شايد باورش برايت سخت باشد ولي با آنچه كه من ديروز در كنفرانس خبري رييس جمهور ايران (كه با حضور خبرنگارهاي داخلي و خارجي برگزار شد) ديدم؛ هيچ شكي برايم نماندهاست كه . . .
+ نوشته شده در ساعت14 توسط حمید کافی
۱۴۰۰سال و به تعبير نزديكتر، 14 قرن از ظهور آخرين و اصلي ترين پدر هستي مي گذرد(انا و علي ابوا هذه الامه). يتيماني كه در سرتاسر تاريخ اگر نوازشي هم ديده بودند، اغلب تصنعي و مزورانه بود، ناگهان گرماي محبت پدري را احساس كردند، كه هيچ دريغي برای اظهار محبتش نبود و چشم داشتی از این رافت نداشت.
قوم موسي 40 سال بايد سرگرداني مي كشيدند ، تا بخشيده شوند. عده اي ديگر خود كمر به مجازات هم مي بستند، تا در جهان ديگر به آسودگی حساب و کتاب، بگذرانند و بسياري روشها برای مردمان ديگر.
سؤال اينست، آيا محمد(ص) نيز چنين خواسته است؟
اويي كه در وانفساي يوم الساعه، كه مادران را نيز از احوال فرزندانشان غافل مي كند، فقط يك چيز مسئلت دارد و آن واامتاه است، می تواند چنان بر ما سخت گرفته باشد؟ آيا قدمهاي كند و لغزان علم و فناوري امروز، كه لحظه به لحظه بر گشوده شدن زواياي بيشتري از روشنايي و نورانيت سخنان محمد و پيشوايان پس از او صحه گذاشته و انگشت تعجب به لب گزانده است، دليل خوبي نیست، براي اينكه آب در كوزه و ما گرد جهان ميگرديم!
ما فرزندان خوبي براي پدر مهربانمان نبوديم.
امروز بهترين روز براي عذر تقصير به پيشگاه محمد است. (يا ابانا استغفر لنا) كمي به خود بيائيم و اين چند ساعت آسماني را، که در قلب دقيقه هاي زميني جاي گير شده است، غنيمت بدانيم. ما نيز فطرتمان را بر انگیخته، دوباره مبعوثش کنیم، و با خلوص باطن فریاد برآوریم که « یا محمد(ص) انا معکم».
+ نوشته شده در ساعت16 توسط حمید کافی
